أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
168
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
همان ملك است و جان همان نفس است . پس مرو شاهجان گفتند يعنى شاه آميخته با جان * 213 . و مرو رود را بدين نام ناميدند ، زيرا در آنجا بنايى نبود . خسرو كسانى از مردم عراق بدان جاى فرستاد تا آن را ساختند و در آن نشيمن كردند . چنين گويند : چون اردشير بر سر زمين نبطيان دست يافت ، و زيبايى و خردشان را ديد ، گفت : چه ترسناك است كه اگر براى من پيشامدى شود ، پادشاهى به دست اينان افتد . اين بود كه براى آنان مقرريهايى نهاد . و دستههايى از آنان به هر سوى روانه كرد . و به پيكار با اهل خراسانشان بداشت - بدين گونه مردم مرو از نبطياناند - و در شهرها پراكندهشان كرد ، مگر ناتوانانى كه زحمت او نمىداشتند و هزينهييشان نمىبود . و از قتاده ، دربارهء اين آيت : لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها « 1 » تا بيم كنى اهل مكه را و هر كه دور آن است » روايت كنند كه گفته است : ام القرى « 2 » در حجاز مكه است و در خراسان مرو . و چون طهومرت ( طهمورث ) پادشاه شد ، كهندژ مرو را بساخت و شهر بابل و ابرايين را بنا كرد . - ابرايين در سرزمين قوم موسى است - و در هند نيز شهرى بر سر كوهى بساخت كه آن را افرق گويند . گويند . طهومرت كهندژ مرو را بر دست هزار مرد بساخت . بدين سان كه براى آنان از خوردنى و آشاميدنى بازارى بپاى داشت . شامگاهان هر مردى را يك درم مىدادند . مرد با آن درم خوراك و ديگر نيازهاى خود مىخريد . بدين گونه آن درم به جاى خويش باز مىگشت . بنا را كه به پايان آورد ، اندازه كردند و حساب گرفتند ، چنان ديدند كه فقط هزار درم هزينه برده است . در مرو خانهاى بوده است كه آن را كى مرزبان مىگفتهاند . ساختمانى
--> ( 1 ) - قسمتى از آيهء 7 سورهء 42 « شورى » . ( 2 ) - مادر شهرها ، اصل شهرها ، مادر آباديها ، مادر ديهها .